نیاز
در هر نسیم صبحگاهی
در هر چهچهه که می زند بلبل
در هر آمد و شد یک نور
در سرک کشیدن یک برگ
در بوی علف و عطر صبحگاهی
در قطره٬قطره آب که می ریزد به چشمه
در صدای هو٬هوی رود که از کنار سنگها می جهد
در اصابت یک پرنده به شیشه٬هنگام گم کردن راه
در هر صدای نا مفهوم که در دشت می پیچد
در نگرانی یک قطره شبنم بر گلبرگ یک گل
در اندوه یک گل٬ که پژمرده
در نا امیدی یک پرنده در زندان قفس اش
در نفس های نا موزون یک منتظر به مرگ نشسته
من یک آوا٬یک صدا می شنوم
من نیاز او نیستم
او نیاز من است
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 9:10 توسط مهدي صادقي
|